|
این وبلاگ رو تقدیم میکنم به تمام دل شکسته ها
|
چرا گرفته دلت مثل آنكه تنهايي
چه قدر هم تنها
خيال مي كنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستي
دچار يعني
..........عاشق
و فكر كن كه چه تنهاست
اگر كه ماهي كوچك دچار آبي درياي بيكران باشد
و چه فكر نازك غمناكي
و غم تبسم پوشيده نگاه گياه است
و غم اشاره محوي به رد وحدت اشياست
خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانه آنهاست
نه وصل ممكن نيست
هميشه فاصله اي هست
اگر چه منحني آب بالش خوبي است
براي خواب دل آويز و ترد نيلوفر
هميشه فاصله اي هست
دچار بايد بود
وگرنه زمزمه حيرت ميان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق
سفر به روشني اهتراز خلوت اشياست
و عشق
صداي فاصله هاست
صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند
نه صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن يك هيچ مي شوند كدر
هميشه عاشق تنهاست .....
دست تو موهات کی می کشه وقتی منو نداری
شونه کی مرحم هق هقت می شه دوباره
از کی بهونه می گری شبای بی ستاره
برگ ریزونای پاییزی کی چشم براحت نشسته
از جلوی پات جمع می کنه برگای زرد و خسته
کی منتظر می مونه حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا
کی از سرود بارون قصه برات می سازه
از عاشقی می خونه وقتی که راه درازه
کی از ستاره بارون چشماشو رو هم می زاره
نکنه ستاره بیاد یاد تو رو نیاره
نکنه ستاره بیاد یاد تو رو نیاره
کی اشکاتو پاک می کنه